سفارش تبلیغ
تی شرت درخشان LED
این تیشرت دارای یک پنل LED است
که با صدای محیط به حرکت در می‌آید

ساعت سامورایی LED آبی
این ساعت مانند یک دستبند است که در زمان دلخواه ساعت آن ظاهر می شود.
تلویزیون دیجیتال
دریافت دیجیتال کانالهای تلویزیونی و ماهواره‌ای روی لپ‌تاپ و کامپیوتر
تلویزیون دیجیتال
فرهنگی - مریوان
راسخان در دانش کسانی اند که دست نیکی و زبان راست و دل صاف وعفّت شکم و فرج دارند . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
پنج شنبه 4 اسفند 90: امروز































پیکاسو و آغاز سبک کوبیسم



در 25 ماه اکتبر سال 1881، پابلو روییزپیکاسو، فرزند دون خوزه روییز پیکاسو و ماریا پیکاسو لوپز، در مالاگا واقع در جنوب اسپانیا به دنیا می آید.
پدر او، دون خوزه، نقاش بود که در مدرسه ی هنرهای زیبا، طراحی تدریس می کرده. پابلو پیکاسو که هر دم تغییر روش در کارش داشته است،
در ناکجااباد هنر سیر می کرده و همه ی کوشش هایی را که برای طبقه بندی کارش در مقالات مفهومی یا در برگه دان های مورخان هنر به کار می رفته، به مبارزه می طلبید. وی در سراسر دهه های پربار گذشته، آثاری آفریده که از نظر شیوه بیان و شگرد کار، یکسره با هم فرق داشته. عناصر سبکی که به گمان هنر مندان آن زمان دیر زمانی پیش از این در گذشته پیکاسو مدفون شده بود ، به طور ناگهان سر بر می آوردند و وی همین عناصر را با دیگر عناصر در می آمیخته تا دستاوردهایی نو و پر شگفت پدید آورد.
در وجود این اسپانیایی کوتاه قد با آن چشمان سیاه و خیره، نه یک نقاش و صد نقاش و هر یکی نوآورتر و پر خیال تر از دیگری نهان شده بوده.


پیکاسو با ایستادگی بر آزادی هنر و حفظ استقلال استوار خود می خواست از نقاشان سراسر اعصار به سبب خواری های بیشمار که کشیده بودند، انتقام بگیرد. وی کاشف دلاور و دم دمی مزاج، شیفته تجربه گری و سر انجام، هنرمندی بود که به نیروی درونی پویای خود برانگیخته می شده. در نزد نسل هنرمندان، آثار پیکاسو حکم دارو تلقی می شده، که همچون محرک نیرومند و شگرفی در وجود تاثیر می گذاشته و حتی توجه بی اعتنایان را بر می انگیخته. پیکاسو با نیروی حیاتی بی باکانه ای سنت هایی را که در واقع، جز مشتی از تعلیمات محافظت شده ی دانشکده هنر نبود، در هم ریخته. وی در دوران کودکی خویش، بسیار خودرای و چه بسا در خیلی از منابع به عنوان فردی کله شق نام برده شده. به جای آن که به درس توجه کند، به ساعت خیره می شده و حرکت آهسته ی عقربه ها او را افسون می کرده است. او برای رقابت با پدرش، از سنین پایین، طراحی هایی را آغاز کرد که از نظر ترسیم خطوط و قدرت خارق العاده ی دید و تخیل، در خور توجه بودند. نبوغ و استعداد پیکاسو چنان شگفت آور بوده که بنا به گفته ی خود او پدرش که از هنر فرزند متحیر شده بود، قلم و تخته و رنگ خود را به او سپرده و اعلام کرده که دیگر هیچ گاه نقاشی نخواهد کرد. نخستین تصویرش که وی را به همگان شناساند. تصویر علم و نیکوکاری بود که پزشک راهبه ای را در کنار تخت یک بیمار علیل نشان می داد. این تصویر باعث شد که در سال 1897، وی در نمایشگاه هنرهای زیبای مادرید، نشان شایستگی دریافت کند: مسئله ای باعث شد تا خانواده اش، وی را به آکادمی سلطنتی سن فرناندو در مادرید بسپارند، اما چیزی نگذشت که از آکادمی و آموزش های خشک آن خسته و به پرسه زدن در خیابانها مشغول شده. البته، گاهی نیز به موزه پرادو می رفت و در آنجا، به شدت تحت تاثیر هنر قرار می گرفت. وی اجباری درونی به نقاشی کردن در خود حس می کرده، اما نمی خواست صرفا از حالت های کلیشه ای مدل رونگاری کند. این احساس به پیوستنش به گروه نقاشان و نویسندگان شورشی آن زمان انجامید که در صدر شکستن سنت ها بودند.


جوانی او در روزگاری گذشت که تجارت آزاد جای خود را به سرمایه داری انحصاری می داد و تاثیر آن بر هنر و هنر مندان با تاثیر دوره های آرام و عادی تفاوت داشته است و هنرمندان را بر آن می داشت تا واکنشهای خود را نسبت به اوضاع و احوال مادی و ایدئولوژی پیرامون خود مورد ستایش قرار دهند: هنگامه ای که در آن، کهنه و نو در ستیزه خشونت باری درگیر می شوند.


پیکاسو در فوریه سال 1900، نخستین نمایشگاه خود را شامل طرح و رسم های دوستانش، برپا و در اکتبر همان سال، به همراه یکی از دوستانش برای نخستین بار به پاریس سفر کرده و در آنجا، از طریق لگا، سزان، وان گوگ و......با آخرین پیشرفتهای صنایع هنری آشنا شده. از آثاری که در نتیجه ی این سفر خلق کرده بود، رقاصه غمگین و آسیاب گالت را می توان نام برد. دو سال پس از این سفر، یعنی در سال 1901، پیکاسو به همراه یکی از دوستانش نشریه ای به نام نشریه هنر جوان را منتشر می کند. این سال را آغاز دوره ی آبی زندگانی پیکاسو نام گذاری کرده اند. دورانی که شیوه کار وی تغییر کرد و آبی رنگ حاکم بر آثارش شده بود. در این دوره فقیران و ناتوانان موضوعات نقاشی او را تشکیل می دادند. البته ، خود وی به اندازه ی تهیدستان پرده های نقاشی اش فقیر و بی چیز بوده. در ماه آوریل سال 1904، پیکاسو برای همیشه بارسلون را ترک و در پاریس اقامت می گزیند. در پاییز همان سال با فرناندو اولیویه آشنا می شود و تا 1911 با او زندگی می کند. در این دوران رنگ صورتی بر نقاشی های وی حاکم می شود و این دوره از زندگی او را دوران صورتی نامیدند. موضوع نقاشی هایش نیز تغییر کرده و به سراغ دلقک ها، آکروبات ها و مقلدان می رفته. پس از خلق تابلو دوشیزگان آوین یون، پیکاسومتوجه عناصر اصلی قرار دادی در طرح مضامین شد و این نقطه ی آغاز سبک کوبیسم بود. پیکاسو با الهام از کارهای سزان، طبیعت بی جان را به تصویر کشیده و در تابلوهایش متوجه اشکال هندسی شده. در سال 1909 بوده که وی نخستین منظره کوبیسم را خلق کرده. تابلو سر یک زن نمونه ای از این دوران بوده است.


در سال 1918، پیکاسو با الگا کولکوا، یکی از اعضای گروه باله در آن زمان ازدواج می کند. او دختر یک ژنرال روسی بوده و مراسم ازدواج آنها به رغم اعتقادات نه چندان محکم پیکاسو، در کلیسا انجام می شود. نتیجه این ازدواج پسری به نام پائلو بود که در سال 1921، به دنیا آمده. در این دوران پیکاسو به خلق نقاشی های مجسمه ای مشغول شده که شدیدا تحت تاثیر مکتب کلاسیک بوده است. ازدواج پیکاسو با الگا، در سال 1935 به جدایی منجر می شود و از معشوقه او ماری ترز والتر دختری به نام مایا به دنیا می آید.


بی قیدی زناشوئی پیکاسو مدتی طولانی در آن زمان به افسانه تبدیل مشود. به غیر از متعددی که پشت سر گذاشته بوده، هفت زن برای مدت ناپایداری در زندگی او نقش رسمی بانوی الهام بخش او را به عهده داشته اند، که او همه آنها را فریفته، عذاب داده و تحقیر کرده است. علت این جدایی های مکرر را برخی از مولفین بی گمان تربیت پیکاسو توسط زن ها، یعنی مادرش، عمه هایش و خواهرهایش دانسته اند که پیکاسو هر جند هم قدر این زن ها را می دانسته اما به همان اندازه از تسلط آنها به وی گریزان بوده. سر انجام در سال 1961، با ژاکلین روک ازدواج کرده. ژاکلین تنها زن ماندگار در زندگی او بوده که تا زمان مرگ پیکاسو همراهش بوده.


پیکاسو در 8 آوریل 1973، در اوج دلباختگی اش به ژاکلین درگذشت و ژاکلین روک نیز، که پس از پیکاسو شدیدا از نظر روحی دگرکون شده بود. در سال 1986، با شلیک گلوله خودکشی کرد. البته، از نظر عام او چیزی را از دست نداده: چرا که این عمل ضروری، تنها وسیله خلاص شدن از بار سنگین بیست سال جنون هوس آلود بوده. دیوید دون کان که سال ها بهترین لحظه های آن ها را عکاسی کرده بود مرگ ژاکلین را چنین تفسیر کرد: این گلوله نبوده که او را از پای درآورده، بلکه خاطره پیکاسو او را کشت.


 



کوروش کبیر (Cyrus the Great)


Cyrus the great
کوروش کبیر

کوروش کبیر (529-580 قبل از میلاد) اولین امپراتور هخامنشی بود. او کسی بود که حکومت پارس را با در هم آمیختن دو قبیله اصلی ایرانی - مادها و پارسیان- به وجود آورد. از او به عنوان کشورگشایی بزرگ یاد شده است زیرا در زمانی، حاکم بزرگترین امپراتوریهایی بود که تا کنون به وجود آمده اند. او به خاطر بردباری بی مانند و رفتار بزرگ منشانه اش در برابر مغلوبین جنگ نیز شهرت فراوانی دارد.

کوروش به محض غلبه بر مادها، دولتی را برای این قلمرو خود در نظر گرفت و مامورین دولتی را از بین بزرگان هر دو قبیله برگزید. پس از فتح آسیای صغیر(شبه جزیره بزرگی که در میان دریای مدیترانه و دریای سیاه قرار دارد)، کوروش سپاه خود را به سمت مرزهای شرقی حرکت داد. با ادامه حرکت به سمت شرق، او سرزمینهای مسیر خود تا رود سیحون ( آمودریا) را فتح کرد و پس از عبور از سیحون، به سی دریا در آسیای مرکزی رسید و در آنجا به منظور دفاع از این مرزها در برابر هجوم قبایل کوچ نشین آسیای مرکزی، شهرهایی با برج وباروی مستحکم و نیرومند بنا کرد.

پیروزیهای کوروش در شرق موجب شد تا موقعیت برای فتح غرب مناسب شود.حالا نوبت بابل و مصر بود. زمانی که کورش بابل را فتح کرد، به یهودیان ساکن آن اجازه داد تا به " سرزمین موعود" باز گردند و با برخورد توام با احترام و مدارا با اعتقادات مذهبی و آداب و رسوم نژادهای دیگر، به عنوان یک فاتح آزادی بخش، مشهور شد و امروز نام کوروش، به عنوان یکی از محبوب ترین و مورد احترام ترین امپراتوران در تاریخ به ثبت رسیده است.

فرمان کوروش کبیر
فرمان کوروش کبیر که بر روی یک استوانه گلین، به خط میخی و به زبان آریایی نوشته شده است، در 1878 در جریان حفاریهای محل تمدن بابل، به دست آمد. در این فرمان، کوروش، شیوه رفتار انسانی با ساکنان سرزمین بابل را برای فاتحان ایرانی شرح داده است.

این سند به عنوان اولین منشور حقوق بشر شناخته شده است و در سال 1971، سازمان ملل متحد ترجمه متن آنرا به تمام زبانهای رسمی به چاپ رساند و آن را در اختیار دفاتر این سازمان در کشورهای مختلف قرار داد.

در اینجا بخش آغاز این فرمان را می خوانید:
"آنگاه که من به آرامش و بی آزاربه بابل در آمدم در میان هلهله و شادی اورنگ فرمانروایی را در در کاخ پادشاهی استوار داشتم ... بی شمار سپاهانم به صلح در بابل گام بر داشتند. روا نداشتم کسی وحشت را بر سرزمین سومر و اکد فرا آرد. نیازمندیهای بابل و تمامی پرستشگاه های آنان را پیش دیده داشتم و در بهبود زندگی همگان کوشیدم. همه یوغ های ننگین بردگی را از مردمان بابل بر داشتم. خانه های ویرانشان را آباد کردم. به تیره بختیهاشان پایان دادم. مردوک مهتر خدای، از کردارم شاد شد و به من کوروش، پادشاهی که او را نیایش کرد و به کمبوجیه پسرم ... و به همه سپاهیانم، مهربانانه برکت داد از ته دل در پیشگاهش خدایگانی والای او را بس گرامی داشتیم. و همه پادشاهانی که در بارگاه خود به تخت نشسته اند در چهار گوشه جهان از فرا دریا تا فرو دریا ... همه ی پادشاهان باختر زمین که در خیمه ها سکونت داشتند برای من خراج گران آوردند و در بابل بر پایم بوسه زدند. از... تا شهرهای اشور و شوش آگاده اشنونا شهرهای زمبان مورنو در تا قلمرو سرزمین گوتیوم شهرهای مقدس فراسوی دجله را که پرستشگاه هاشان دیر زمانی ویران بود مرمت کردم و پیکره ی ایزدانی را که میان آنان جای داشتند به جای خود بازگرداندم و در منزلگاهی پایدار اقامت دادم. تمام مردمان آواره را جمع کردم و خانه هاشان را به آنان باز گرداندم ... اجازه دادم همگان در صلح بزیند."


March 05, 2005

توضیحات شما

- با تشکر از مطالب شما خواهشمندم ازچگونگی حکومت سلسله هخامنشیان بیشتر مطلب بنویسید باتشکر فرزاد

فرزاد زورقچی , October 9, 2005

- درود بر شما من خسته نباشید میگم به خاطر کار بزرگی که میکنید و مردم اریایی را با چدرانشان اشنا میکنید خرم و پایدار باشید و همیشه اهورایی

reza , October 3, 2005

- برای کسی به نام عادل مینویسم که بداند پس از کتاب های زیادی که در مورد کورش کبیر مطالعه کرده ام ، دریافته ام که او آنقدر بزرگوار و آزاد اندیش بود که حتی دشمنانش هم از او به نیکی یاد کرده اند. و تنها انسانی در طول تاریخ است که بیشترین کتاب ها در تعریف از خوبی هایش به چاپ رسیده است و تو عادل تنها کسی هستی که بر خلاف اسمت بی نهایت غیر عادلانه در مورد این مرد بزرگ قضاوت کرده ای .واقعا از فکرت متاسفم. کورش آنقدر ارزشمند و اصیل است که اگر ایرانی هم نبود من برایش احترام قائل بودم.پس در مورد کورش ایده ناسونالیستی معنی ندارد او متعلق به دنیا و انسانیت است.

ناهید , September 27, 2005

- شاید مهمترین خواسته پدر بزرگوارمان کورش کبیر از ما این باشد که: بزرگ فکر کنیم ، کتاب بخوانیم ، راستگو باشیم ، به درستی عمل کنیم و خود برای سرنوشتمان تصمیم بگیریم همانگونه که او عمل کرد آرامگاه کورش بزرگ به واسطه سد در حال احداث در معرض به زیر آب رفتن و نابودی است همچون خلیج فارس از پاسارگاد هم حمایت میکنیم، نسل آینده ما نیاز دارد که بداند و ببیند که در گذشته که بوده است.

راشل , September 27, 2005

- لطفا متن کامل لوح کروش را برایم بفرستید.

حسین , September 21, 2005

- با سلام: من از خواندن مطالب این سایت لذت بردم.یادم هست چندی قبل به تخت جمشید رفته بودم.باور کنید گریه ام گرفته بود!! که چه بودیم و چه شدیم!! از شرایط و اوضاع این اثر بزرگ تاریخی تاسف خوردم و از بی توجهی که به این مجموعه بزرگ روا مبشود در شگفتم.گویا که ما قبل از اسلام هیچ نداشته ایم! ملیت ما نادیده گرفته میشود!از آقای لاریجانی نقل شده است که ایرانیان قبل از اسلام وحشی بوده اند!! مسلم است که چنین طرز تفکری چه بر سر ما خواهد آورد.ناراحتم از این که نسل جوان و نوجوان ما کمتر اطلاعی از گذشته ما دارند.برای اعراب که فبل از اسلام تمدنی نداشته اند پذیرفتنی است که تمام تاریخشان بعد از اسلام باشد اما در مورد ما ایرانیان قطعا صحت ندارد.آنگاه که اعراب دختران را زنده بگور میکردند زنان ایرانی عهده دار مسئولیتهای بزرگ سیاسی و کشوری بودند.متن لوح کوروش به هنگام فتح بابل را خوانده اید؟آیا با گذشت قرنها کلماتی انسانی تر و صمیمانه تر شنیده اید؟پس از قرنها سعی میکنیم به چیزی برسیم کو هزاران سال قبل داشته ایم، چرا؟؟ چرا اینگونه ایم و چه کنیم که آنگونه باشیم؟؟

حسین , September 21, 2005

- بی شک کوروش کبیر بزرگترین وبرجسته ترین شخصیت تاریخ بشری است.من این ادعا را بگزافه نمی گویم بلکه اگر کمی بیندیشیم ودقت نمائیم متوجه می شویم که تمامی پیامبران وپیشوایان دینی(که ازآنان بعنوان شخصیتهای برجسته تاریخ یادمی شود)درابلاغ ماموریت خود کاملا مجبور ومحکوم به حکم الهی بودند بگونه ایکه هیچگونه اختیاری دراین زمینه ازخود نداشتند . وحال آنکه کوروش کبیرکه بسان یک پیامبر الهی عمل نمود تمامی اعمال خود را به اختیار شخصی واز روی میل باطنی انجام داد .

, September 18, 2005

- با سلام متن کامل منشور کوروش کبیر را می خواهم متشکرم

sani , September 14, 2005

- با سلام وبا تشکراز مطالب خوبی که در سای دارید لطفامنشور کامل کوروش را برایم بفرستید

کوروش , September 6, 2005

- با سلام.خیلی ممنون که ما را با تاریخ افتخار آمیز کشورمان آشنا می کنید. من مایلم که متن کامل فرمان کوروش کبیر را داشته باشم. متشکرم

leila , September 4, 2005

- ba arze salam aghe momkene matne vasiyat naameye kooroshe kabir ra baraye man beferestid. baa tashakor.

hassan , August 31, 2005

- آری ببین که این قوم جاهل چه بر سر میراث آن پیامبر خدا آوردند... خیلی مشتاقم که این وصیت نامه را داشته باشم. با تشکر

HEsS , August 30, 2005

- کوروش پدر من است ... چگونه احترامش نکنم؟

Mohammad , August 30, 2005

- من به تاریخ قبل از اسلام علاقه زیادی دارم مخصوصا به دو پادشاه کوروش کبیر و داریوش بزرگ و شاهپور چون عظمت ما در متعلق به اونهاست

mehrshad , August 29, 2005

- سلام بر تمام دوستاران ایران زمین من من متن کامل وصیت نامه کوروش و متن کامل استوانه حقوق بشرش اورامی خواستم برایم بفرستید از شما متشکرم

طناز , August 25, 2005

- من حکومت می خواهم کنم بر مردم ایران مثل کوروش کبیر که از اجدادم هست بله من از نوادگان کوروش کبیرم

حامد , August 13, 2005

- سلام اطلاعات خیلی خوبی در این سایت وجود دارد من امیدوارم همه ایرانیان به ایرانی بودنشون افتخار کنند و دوباره به اصل اریایی خود بازگردند همیشه ماندگار است نام کوروش کبیر لطفا در مورد نشان فروهر برای من اطلاعان بفرستید وهمچنین وصیت نامه کوروش کبیر را سربلند باشید

مهدی , August 9, 2005

- با سلام متن کامل منشور کوروش کبیر را می خواهم متشکرم

فرشید , August 1, 2005

- سلام خسته نباشید. از سایتتون متشکرم بسیار عالی بود. میخواستم به عادل بگم تو یک بدبخت عقده ای هستی که همون به قول خودتون خمینی کبیر به دردتون میخوره تا به فلاکت بیوفتین. من خیلی خوشحالم که همنام بزرگترین مرد سرزمین عزیزم ایران هستم در مورد کوروش کبیر هم کتاب هایی مطالعه کردم کوروش یک پیامبر بود و اولین کسی که یکتا پرستی رو در بین ایرانیان اورد من از همه ایرانی ها یا حداقل کسایی که به این سایت مراجعه میکنن میخواهم که نشان زیبا وپر رمزو راز فروهر که نشان مقدس ایرانیان باستاه هست رو همیشه در گردن داشته باشند که نشان صلح است در اخر میخواستم خواهش کنم وصیت نامه کوروش کبیر رو برای من میل کنید مرسی همیشه پاینده و سربلند باشید

کوروش , July 27, 2005

- salam khili aly bod az neveshtahaton sod mand shodim va be agahy ma afzodid agar mishe lotf konid vasiyat name korosh ra vasam befrestid manon misham be omide piruzy

افشار , July 19, 2005

- با عرض سلام من میخواستم وصیت نامه کورش را برایم بفرستین با تشکراز سایتتان

, July 17, 2005

- یادم رفت بگویم که ایرانیان به بیگانگان بی هویتی که جز بدبختی و بی آبرویی چیزی برای ایران به ارمغان نمی آورند و فقط اکسیژن و هوا را مصرف می کنند ، ویرانیان میگوییند ، شما هم یاد بگیرید


- به نام خداوند بخشنده ی مهربان سلام به همه شما دوستان میهن پرست امید است امپراطور بعدی که یقین دارم ظهور خواهد کرد و در همه جا ظهورش را گفته اند ، خصوصیات اخلاقی پادشاهانی همچون کوروش ، شاپور ، یعقوب لیث ، نادر ، کریم خان و دیگر پادشاهان اصیل ایرانی را پیشتر داشته باشد . و امید است این امپراطور ، نژادهای بیگانه ای همچون عربها را از مملکت مقدسمان بیرون اندازد خدا یا رو نگهدار همه ی شما ایرانیان اصیل میهن پرست


- متن کامل ترجمه شده منشور کوروش را می خواهم

ali , July 16, 2005

- دوست عزیز آقای عادل، صحبت های شما دقیقا" نشان می دهد که خود شما دارای تمام صفت هایی را که بر شماردید هستید، بهتر است در نگرش خود و نحوه صحبت خودتون تجدید نظر کنید و اینقدر تنگ نظر نباشید.

سیامک , July 16, 2005

- koorosh ham ye avazi khoonriz mesle sayere hitler va napelon va tezar va sezar va ... 124*e^3 bisharafe dige bood!!!!!!!!!! shoma ha ham ye edde badbakhte too sari khordeye ahmaghe nationalist hastin.

adel , July 15, 2005

- زشیر شتر خوردن وسوسمار عرب را رسانده است جایی به کار که بر سر تاج کیانی کنم آرزو تفو بر تو چرخ گردون تفو

soshiant , July 15, 2005

- با تشکر اگه می شه وصیت نامه ی کوروش رو برام بفرستید

arash , July 15, 2005

- با سپاس از شما من برای تهیه یک مجوعه گرافیکی از بنیانگزاران سلسله های پادشاهی ایران به کمک شما احتیاج دارم نام سلسله های بزرگ و بنیان گزار ان دورود بر شما

رضا , July 1, 2005

- ba dorod in matlabiro ke negaresg kardid besyar jaleb bode va kamale sepasgozary ra darm va lotf konid matalebe digaryham ezafe befrmaeed be in matlab chon dar har sity ke moraje mishe darin rabete hamino neveshte. va iraniane aziz hamishe say konan ke dar rahe agahi gozashte va tarikheshon bishtar kasbe ettelaat konan.ba sepase mojadad

korush , June 30, 2005

- با تشکر از شما که باعث اطلاع ایرانیان از گذشته شان میشوید

مهدی , June 28, 2005

- ان زمانی دنیا گوشت سگ و گربه میخورد ما در ایران به رهبری کوروش تمدن داشتیم

باقر , June 27, 2005

- کوروش کبیر ابروی ایرانی در دنیا است

, June 27, 2005

- همانا من کوروش پسر کمبوجیای پارسی هستم ایرانیان را عزت جهانی دادم و آنان را سرور اسیا کردم .... از شما که در مسیر زنده نگاه داشتن نام نامدارترین شاهنشاه تاریخ بشریت گام بر می دارید صمیمانه متشکرم. پسر ایرانی

Mega , June 25, 2005

- there is one graet man in my life and that man is kourosh the great

mohammad ali , June 10, 2005

- کوروش ستاره پادشاهی ایران

حیدر , May 24, 2005

- باتشکرازچاپ این مقاله لطفامطالب بیشتری درموردپدرایران بنویسید.

mehdi , May 19, 2005

- سلام اول اینکه خیلی جالب بود برای من دوم اینکه من برای مردان بزرگی که تاریخ کهن کشور ما را رقم زدن خیلی احترام قائل هستم سوم اینکه دوستان گرامی اگه بشه منم یک نسخه از وصیت نامه کوروش داشته باشم خوشخال می شم درود من از سرزمین سبز سبز شمال به روح بزرگمردان تاریخ که همچون برگهای دختان تاریخ

seyyed hamed , May 15, 2005

- ذبه نظر من کوروش یکی از 126 هزار پیغمبر خداست.

amir , May 2, 2005

- سلام...کورش مردی بزرگ بود و من اعتقاد دارم ذوالقرنین خودشه... منم وصیت نامه رو میخوام اکه میتونید به منم بدین... مردوخ نگهدارتان

Baron , April 30, 2005

- کاش کوروش بود و میدید با این خاک چه کردند.....اگه میتونید منم وصیت نامه کوروش و به پسرش میخوام

میلاد , April 26, 2005

- کورش بسیار انسان بزرگی بود و با sagadبسیارموافقم در ضمن وصیت او را برایم میفرستید با تشکر

soly , April 24, 2005

- salan

, April 17, 2005

- من برای کوروش مانند پیامبراحترام قائلم

sajad , April 9, 2005













شترمرغ:


صفات برجسته ی شترمرغ:


مشخصه اصلی ان عدم قدرت پرواز به علت دژنرسانس یا فقدان کامل ستیغ استخوان سینه(تاج) میباشد


برای اهداف تجاری اکثراّ از اصطلاحاتی ماننده گردن آبی . گردن قرمز و سیاه افریقایی استفاده می شود


زیرگونهء کاملوس و ماسائیکوس به شترمرغ گردن قرمز تعلق دارند . اکثر زیر گونه ها ماسائیکوس به ایالات متحده صادر شده اند و قسمت اعظم شترمرغ های این کشور را نیز گردن قرمز ها تشکیل می دهند


زیر گونه های مولفیبدوفانس و استرالیس به شترمرغ های گردن ابی گفته می شود . در قیاس با شترمرغ های سیاه افریقایی ، زیر گونه کلوموس،ماساییکوس و مولیبدوفانس (به خصوص گردن قرمز ها ) بزرگتر و نگهداری آنها به دلیل کوتاهتر بودن سابقهء اهلی شدنشان مشکلتر است و در نگهداری نیز باید حصار این پرندگان بلندتر در نظر گرفته شود. شتر مرغ های اهلی افریقای جنوبی در عرصه تجارتیسیاه افریقایی گفته می شود این شتر مرغ ها دارای نام لاتین استروتیوکاملوس از واریته دامستیکوس می باشد.


*سیاه افریقایی کوچکتر ودارای بدن فشرده تر و پرهایی با کیفیت استثنائی هستند. به علت اهلی شدن ، سر به راه و قابل پرورش هستند. به طور کلی سیاه آفریقایی بخش اعظم شتر مرغ های اهلی شده دنیا را تشکیل میدهند.


مشخصهء عمومی:


شترمرغ ها بر خلاف اجدادشان توانایی پرواز ندارند.این کمبود با داشتن پاهای قوی جبران شده و آنها را قادر می سازد با سرعتی معادل 60Km/h ساعت بدوند و سرعتشان تا زمانی بیش از 10 دقیقه حفظ کنند .شترمرغ تنها پرنده ای در جهان است که فقط 2 انگشت پا دارد که آنها را انگشت 3 و 4 می گویند .


انگشت سوم کوچکتر بوده و به طرف خارج پا قرار گرفته است و فقط نقش تعادلی را بر عهده دارد . انگشت چهارم که در داخل قرار گرفته بزرگتر و پهن بوده ودر زیر دارای پینه بالشتکی و فنری پهن می باشد که در انتها به یک چنگال به طول تقریبی 7cm ختم می شود. این اندامها به انضمام پاهای قوی به شتر مرغ قدرت پرتاب یکی از خطر ناکترین لگدها را می دهد .


"*از انجا که شترمرغ ها به طرف جلو و پایین لگد می زنند مطمعن ترین جهت برای گرفتن شترمرغ از جوانب و عقب است.


تشخیص شترمرغ های ماده و نر بالغ به سادگی از روی پر وبال سیاه نرها و پرهای قهوهای _خاکستری ماده ها امکان پذیر است .


در فصل جفت گیری رنگ منقار، اطراف چشم و پوست استخوانهای پای شتر مرغ نر (استخوانهای مچی_قلمی) تغییر کرده وقرمز رنگ می شود که اینتغییر رنگ به علت ترشح هورمونهای بیضه می باشد. عدم وجود بالهای سیاه در شترمرغ ماده به دلیل ترشح هورمون های تخمدان است (بعد از عقیم کردن شتر مرغ های نر رنگ قرمز محو می شود و پس از برداشتن تخمدانها به روش جراحی در شترمرغ های ماده، پرهای سیاه رشد میکنند)مشکلات رنگ دانه ای در آنها نادر است


شترمرغهای نر دارای آلت تناسلی است که بر خلاف اکثر پرندگان میتواند به بیرون هدایت شود . آلت تناسلی نر به هنگام دفع منبسط می شود .شترمرغ های ماده دارای دو تخمدان میباشند که تنها تخمدان چپ کاملأ تکامل یافته است تخمدان راست تحلیل رفته است.


باد کردن و قطور کردن گردن وایجاد صدا مربوط به جفت گیری واز علائم جنس شترمرغ نر می یاشد که berehmآنرا اینچنین توصیف می کند:


"باد کردن و قطور کردن گردن همراه با تولید صداهای عجیب توسط شترمرغ نر هنگام ابراز علاقه به یک شترمرغ ماده یا در زمان مبارزه بایک پرنده نر دیگر تولید میشود . این صداهاکه بیشتر در فصل جفتگیری توسط نرهاایجاد میگردد،گاهی اوقات و معمولأ در هنگام شب بدون هیچ علت مشخصی تولید می شود (هلندی ها این صدا را BROOMING می نامند) ایجاد این صدای گرفته تنها در هنگام سکون انجام می گیرد . این صدا ،نوایی نرم و خاص بوده که تشخیص محل آن کاری بس دشوار است. هر تک صدا شامل 3 نت مشخص یعنی 2نت کوتاه و یک نت بلند می باشد. منقاره پرنده همچنان بسته بوده و بازدمی وجود ندارد. گردن در هنگام ایجاد هر صدا خصوصأ نت سوم باد می کند . این صدا که در سکوت شب ، غیر طبیعی و ترسناک می شود در طبقه بندی صداها و فریاد ها قرار نمی گیرد . تولید صداهای دیگر اعم از زوزه کشیدن به هنگام خشم ،غرغره های اهسته هنگام ترس و یک فریاد کوتاه و تیز جهت اعلان خطر نزد هر دو جنس مشاهده می شود .


پرندگان غیر بالغ در دوره های مختلف رشد یک صدای پیچشی ، نافذ ودر عین حال غم انگیز تولید می کنند"


*شترمرغ ها نر وحشی دارایهرمی متشکل از یک شترمرغ ماده اصلی و چند شترمرغ ماده فرعی می باشد . در طول فصل جفت گیری در مزارع پرورش شترمرغ پرندگان به صورت جفت یا سه تایی (یک نر و دو ماده) ویا گروهی در گله نگهداری می شوند                


چشم ها:


چشم ها حدود 2 یا 3 بخش از حجم سر را در بر می گیرد .برامدگی چشم ها هر کدام در یک طرف سر قرار دارند که پرنده را از هر حرکتی در اطراف با اطلاع می کند.


شترمر غ ها دارای قدرت بینایی بالا و استثنایی هستند.آنها قادراند بر روی هرچیزی که درست در راستای منقارشانباشد تمرکز کرده و هر حرکتی که در فاصله 5/3km انجام شود زیر نظر بگیرند.


گوش ها:


گوش های شترمرغ 2 سوراخ است که به طرف پشت سر قرار گرفته اند.


بطور کلی قدرت شنوایی آنها از انسان از حساسیت بیشتری برخوردار است.


تنفس:


تنفس شترمرغ توسط 2سوراخ بینی که بر روی منقار قرار گرفته است انجام می پذیرد.بخاطر اینکه شترمرغ قادر به تبخیر از طریق پوست بدن نیست توانایی پایین نگهداشتن دمای بدن نیست و تهویی ریوی تنها راه پایین آوردن دمای بدن است .هنگامی که شترمرغ احساس گرما ویا خستگی می کند منقار باز میشود تا تنفس به سهولت انجام پذیرد و بدین وسیله دمای بدن پایین بیاید.


منقار:


منقار مسطح وپهن بوده ونوع بافت آن زیاد سخت نیست.بنابر این هیچگاه با منقار حمله یا دفاع نمی کند ودر بسیاری از موارد بعلت ضربات مکانیکی یا برخورد با موانع نچندان سخت براحتی دچار صدمه و حتی شکستگی می شود.


 


گردن:


گردن شترمرغ مرکب از 19 مهره می باشد . گردن شترمرغ بطور قابل ملاحظه ای نرم و قابلیت انعطاف داردو می تواند در هر جهتی بدون هیچ گونه احساس ناراحتی و زحمتیگردش نماید . نای و مری شترمرغ براحتی دارای قابلیت گردش آزاد به پشت گردن را دارد و گاهی اوقات مشاهده می شود یک توده غذا بوضوع درقسمت پشت گردن از طریق مری به طرف پایین در حال جابجا شدن و انتقال است.


پاها:


پاهای شترمرغ به سمت جلو شیب دارند اما زانو بصورت مستقیم قرار گرفته است به همین دلیل پاها بسیار به هم نزدیک می باشند و این باعث می شود حیوان حرکت موجی حرکت به سمت جلو و عقب نداشته باشد ودر حقیقت شترمرغ حرکت باوقار خودئرا مدیون این سییتم قرار گرفتن پاها است.


زانوی مستقیم که از پر پوشیده شده است بدن را بطور استوار نگه می دارد که از عقب به سمت جلو قرار کرفته (زانو ) که در واقع همان پاشنه پا می باشد و در حقیقت شترمرغ بر روی انگشتانش راه می رود .


استوخوان درشت نی شترمرغ دارای مغز استخوان بوده و براحتی در هنگام برخورد با یک مانع شکسته می شود .


ران شترمرغ مهمترین قسمت پر گوشت ان بوده و گوشت کباب ان است .


پوست:


پوست شترمرغ ماده دارای رنگ متغیر بین خاکستری تیره و روشن است و رنگ پوست شترمرغ نر،آبی تیره براق است . در طول فصل جفت گیری رنگ پوست در اطراف منقار ودور چشم ها در نرهای جوان تا حد قرمز روشن متغیر است و همچنین پولک های پوست در منطقه درشت نی دارای تغییر رنگ می باشد


یکی از بزرگترین خصوصیات چرم شترمرغ این است که دارای حفره های بزرگی در یک ناحیه تقریبا وسیع می باشد که این خصوصیات در منطقه پشت وشکم بخوبی معلوم است.


 


ادامه دارد






























پیکاسو و آغاز سبک کوبیسم



در 25 ماه اکتبر سال 1881، پابلو روییزپیکاسو، فرزند دون خوزه روییز پیکاسو و ماریا پیکاسو لوپز، در مالاگا واقع در جنوب اسپانیا به دنیا می آید.
پدر او، دون خوزه، نقاش بود که در مدرسه ی هنرهای زیبا، طراحی تدریس می کرده. پابلو پیکاسو که هر دم تغییر روش در کارش داشته است،
در ناکجااباد هنر سیر می کرده و همه ی کوشش هایی را که برای طبقه بندی کارش در مقالات مفهومی یا در برگه دان های مورخان هنر به کار می رفته، به مبارزه می طلبید. وی در سراسر دهه های پربار گذشته، آثاری آفریده که از نظر شیوه بیان و شگرد کار، یکسره با هم فرق داشته. عناصر سبکی که به گمان هنر مندان آن زمان دیر زمانی پیش از این در گذشته پیکاسو مدفون شده بود ، به طور ناگهان سر بر می آوردند و وی همین عناصر را با دیگر عناصر در می آمیخته تا دستاوردهایی نو و پر شگفت پدید آورد.
در وجود این اسپانیایی کوتاه قد با آن چشمان سیاه و خیره، نه یک نقاش و صد نقاش و هر یکی نوآورتر و پر خیال تر از دیگری نهان شده بوده.


پیکاسو با ایستادگی بر آزادی هنر و حفظ استقلال استوار خود می خواست از نقاشان سراسر اعصار به سبب خواری های بیشمار که کشیده بودند، انتقام بگیرد. وی کاشف دلاور و دم دمی مزاج، شیفته تجربه گری و سر انجام، هنرمندی بود که به نیروی درونی پویای خود برانگیخته می شده. در نزد نسل هنرمندان، آثار پیکاسو حکم دارو تلقی می شده، که همچون محرک نیرومند و شگرفی در وجود تاثیر می گذاشته و حتی توجه بی اعتنایان را بر می انگیخته. پیکاسو با نیروی حیاتی بی باکانه ای سنت هایی را که در واقع، جز مشتی از تعلیمات محافظت شده ی دانشکده هنر نبود، در هم ریخته. وی در دوران کودکی خویش، بسیار خودرای و چه بسا در خیلی از منابع به عنوان فردی کله شق نام برده شده. به جای آن که به درس توجه کند، به ساعت خیره می شده و حرکت آهسته ی عقربه ها او را افسون می کرده است. او برای رقابت با پدرش، از سنین پایین، طراحی هایی را آغاز کرد که از نظر ترسیم خطوط و قدرت خارق العاده ی دید و تخیل، در خور توجه بودند. نبوغ و استعداد پیکاسو چنان شگفت آور بوده که بنا به گفته ی خود او پدرش که از هنر فرزند متحیر شده بود، قلم و تخته و رنگ خود را به او سپرده و اعلام کرده که دیگر هیچ گاه نقاشی نخواهد کرد. نخستین تصویرش که وی را به همگان شناساند. تصویر علم و نیکوکاری بود که پزشک راهبه ای را در کنار تخت یک بیمار علیل نشان می داد. این تصویر باعث شد که در سال 1897، وی در نمایشگاه هنرهای زیبای مادرید، نشان شایستگی دریافت کند: مسئله ای باعث شد تا خانواده اش، وی را به آکادمی سلطنتی سن فرناندو در مادرید بسپارند، اما چیزی نگذشت که از آکادمی و آموزش های خشک آن خسته و به پرسه زدن در خیابانها مشغول شده. البته، گاهی نیز به موزه پرادو می رفت و در آنجا، به شدت تحت تاثیر هنر قرار می گرفت. وی اجباری درونی به نقاشی کردن در خود حس می کرده، اما نمی خواست صرفا از حالت های کلیشه ای مدل رونگاری کند. این احساس به پیوستنش به گروه نقاشان و نویسندگان شورشی آن زمان انجامید که در صدر شکستن سنت ها بودند.


جوانی او در روزگاری گذشت که تجارت آزاد جای خود را به سرمایه داری انحصاری می داد و تاثیر آن بر هنر و هنر مندان با تاثیر دوره های آرام و عادی تفاوت داشته است و هنرمندان را بر آن می داشت تا واکنشهای خود را نسبت به اوضاع و احوال مادی و ایدئولوژی پیرامون خود مورد ستایش قرار دهند: هنگامه ای که در آن، کهنه و نو در ستیزه خشونت باری درگیر می شوند.


پیکاسو در فوریه سال 1900، نخستین نمایشگاه خود را شامل طرح و رسم های دوستانش، برپا و در اکتبر همان سال، به همراه یکی از دوستانش برای نخستین بار به پاریس سفر کرده و در آنجا، از طریق لگا، سزان، وان گوگ و......با آخرین پیشرفتهای صنایع هنری آشنا شده. از آثاری که در نتیجه ی این سفر خلق کرده بود، رقاصه غمگین و آسیاب گالت را می توان نام برد. دو سال پس از این سفر، یعنی در سال 1901، پیکاسو به همراه یکی از دوستانش نشریه ای به نام نشریه هنر جوان را منتشر می کند. این سال را آغاز دوره ی آبی زندگانی پیکاسو نام گذاری کرده اند. دورانی که شیوه کار وی تغییر کرد و آبی رنگ حاکم بر آثارش شده بود. در این دوره فقیران و ناتوانان موضوعات نقاشی او را تشکیل می دادند. البته ، خود وی به اندازه ی تهیدستان پرده های نقاشی اش فقیر و بی چیز بوده. در ماه آوریل سال 1904، پیکاسو برای همیشه بارسلون را ترک و در پاریس اقامت می گزیند. در پاییز همان سال با فرناندو اولیویه آشنا می شود و تا 1911 با او زندگی می کند. در این دوران رنگ صورتی بر نقاشی های وی حاکم می شود و این دوره از زندگی او را دوران صورتی نامیدند. موضوع نقاشی هایش نیز تغییر کرده و به سراغ دلقک ها، آکروبات ها و مقلدان می رفته. پس از خلق تابلو دوشیزگان آوین یون، پیکاسومتوجه عناصر اصلی قرار دادی در طرح مضامین شد و این نقطه ی آغاز سبک کوبیسم بود. پیکاسو با الهام از کارهای سزان، طبیعت بی جان را به تصویر کشیده و در تابلوهایش متوجه اشکال هندسی شده. در سال 1909 بوده که وی نخستین منظره کوبیسم را خلق کرده. تابلو سر یک زن نمونه ای از این دوران بوده است.


در سال 1918، پیکاسو با الگا کولکوا، یکی از اعضای گروه باله در آن زمان ازدواج می کند. او دختر یک ژنرال روسی بوده و مراسم ازدواج آنها به رغم اعتقادات نه چندان محکم پیکاسو، در کلیسا انجام می شود. نتیجه این ازدواج پسری به نام پائلو بود که در سال 1921، به دنیا آمده. در این دوران پیکاسو به خلق نقاشی های مجسمه ای مشغول شده که شدیدا تحت تاثیر مکتب کلاسیک بوده است. ازدواج پیکاسو با الگا، در سال 1935 به جدایی منجر می شود و از معشوقه او ماری ترز والتر دختری به نام مایا به دنیا می آید.


بی قیدی زناشوئی پیکاسو مدتی طولانی در آن زمان به افسانه تبدیل مشود. به غیر از متعددی که پشت سر گذاشته بوده، هفت زن برای مدت ناپایداری در زندگی او نقش رسمی بانوی الهام بخش او را به عهده داشته اند، که او همه آنها را فریفته، عذاب داده و تحقیر کرده است. علت این جدایی های مکرر را برخی از مولفین بی گمان تربیت پیکاسو توسط زن ها، یعنی مادرش، عمه هایش و خواهرهایش دانسته اند که پیکاسو هر جند هم قدر این زن ها را می دانسته اما به همان اندازه از تسلط آنها به وی گریزان بوده. سر انجام در سال 1961، با ژاکلین روک ازدواج کرده. ژاکلین تنها زن ماندگار در زندگی او بوده که تا زمان مرگ پیکاسو همراهش بوده.


پیکاسو در 8 آوریل 1973، در اوج دلباختگی اش به ژاکلین درگذشت و ژاکلین روک نیز، که پس از پیکاسو شدیدا از نظر روحی دگرکون شده بود. در سال 1986، با شلیک گلوله خودکشی کرد. البته، از نظر عام او چیزی را از دست نداده: چرا که این عمل ضروری، تنها وسیله خلاص شدن از بار سنگین بیست سال جنون هوس آلود بوده. دیوید دون کان که سال ها بهترین لحظه های آن ها را عکاسی کرده بود مرگ ژاکلین را چنین تفسیر کرد: این گلوله نبوده که او را از پای درآورده، بلکه خاطره پیکاسو او را کشت.


 



کوروش کبیر (Cyrus the Great)


Cyrus the great
کوروش کبیر

کوروش کبیر (529-580 قبل از میلاد) اولین امپراتور هخامنشی بود. او کسی بود که حکومت پارس را با در هم آمیختن دو قبیله اصلی ایرانی - مادها و پارسیان- به وجود آورد. از او به عنوان کشورگشایی بزرگ یاد شده است زیرا در زمانی، حاکم بزرگترین امپراتوریهایی بود که تا کنون به وجود آمده اند. او به خاطر بردباری بی مانند و رفتار بزرگ منشانه اش در برابر مغلوبین جنگ نیز شهرت فراوانی دارد.

کوروش به محض غلبه بر مادها، دولتی را برای این قلمرو خود در نظر گرفت و مامورین دولتی را از بین بزرگان هر دو قبیله برگزید. پس از فتح آسیای صغیر(شبه جزیره بزرگی که در میان دریای مدیترانه و دریای سیاه قرار دارد)، کوروش سپاه خود را به سمت مرزهای شرقی حرکت داد. با ادامه حرکت به سمت شرق، او سرزمینهای مسیر خود تا رود سیحون ( آمودریا) را فتح کرد و پس از عبور از سیحون، به سی دریا در آسیای مرکزی رسید و در آنجا به منظور دفاع از این مرزها در برابر هجوم قبایل کوچ نشین آسیای مرکزی، شهرهایی با برج وباروی مستحکم و نیرومند بنا کرد.

پیروزیهای کوروش در شرق موجب شد تا موقعیت برای فتح غرب مناسب شود.حالا نوبت بابل و مصر بود. زمانی که کورش بابل را فتح کرد، به یهودیان ساکن آن اجازه داد تا به " سرزمین موعود" باز گردند و با برخورد توام با احترام و مدارا با اعتقادات مذهبی و آداب و رسوم نژادهای دیگر، به عنوان یک فاتح آزادی بخش، مشهور شد و امروز نام کوروش، به عنوان یکی از محبوب ترین و مورد احترام ترین امپراتوران در تاریخ به ثبت رسیده است.

فرمان کوروش کبیر
فرمان کوروش کبیر که بر روی یک استوانه گلین، به خط میخی و به زبان آریایی نوشته شده است، در 1878 در جریان حفاریهای محل تمدن بابل، به دست آمد. در این فرمان، کوروش، شیوه رفتار انسانی با ساکنان سرزمین بابل را برای فاتحان ایرانی شرح داده است.

این سند به عنوان اولین منشور حقوق بشر شناخته شده است و در سال 1971، سازمان ملل متحد ترجمه متن آنرا به تمام زبانهای رسمی به چاپ رساند و آن را در اختیار دفاتر این سازمان در کشورهای مختلف قرار داد.

در اینجا بخش آغاز این فرمان را می خوانید:
"آنگاه که من به آرامش و بی آزاربه بابل در آمدم در میان هلهله و شادی اورنگ فرمانروایی را در در کاخ پادشاهی استوار داشتم ... بی شمار سپاهانم به صلح در بابل گام بر داشتند. روا نداشتم کسی وحشت را بر سرزمین سومر و اکد فرا آرد. نیازمندیهای بابل و تمامی پرستشگاه های آنان را پیش دیده داشتم و در بهبود زندگی همگان کوشیدم. همه یوغ های ننگین بردگی را از مردمان بابل بر داشتم. خانه های ویرانشان را آباد کردم. به تیره بختیهاشان پایان دادم. مردوک مهتر خدای، از کردارم شاد شد و به من کوروش، پادشاهی که او را نیایش کرد و به کمبوجیه پسرم ... و به همه سپاهیانم، مهربانانه برکت داد از ته دل در پیشگاهش خدایگانی والای او را بس گرامی داشتیم. و همه پادشاهانی که در بارگاه خود به تخت نشسته اند در چهار گوشه جهان از فرا دریا تا فرو دریا ... همه ی پادشاهان باختر زمین که در خیمه ها سکونت داشتند برای من خراج گران آوردند و در بابل بر پایم بوسه زدند. از... تا شهرهای اشور و شوش آگاده اشنونا شهرهای زمبان مورنو در تا قلمرو سرزمین گوتیوم شهرهای مقدس فراسوی دجله را که پرستشگاه هاشان دیر زمانی ویران بود مرمت کردم و پیکره ی ایزدانی را که میان آنان جای داشتند به جای خود بازگرداندم و در منزلگاهی پایدار اقامت دادم. تمام مردمان آواره را جمع کردم و خانه هاشان را به آنان باز گرداندم ... اجازه دادم همگان در صلح بزیند."


March 05, 2005

توضیحات شما

- با تشکر از مطالب شما خواهشمندم ازچگونگی حکومت سلسله هخامنشیان بیشتر مطلب بنویسید باتشکر فرزاد

فرزاد زورقچی , October 9, 2005

- درود بر شما من خسته نباشید میگم به خاطر کار بزرگی که میکنید و مردم اریایی را با چدرانشان اشنا میکنید خرم و پایدار باشید و همیشه اهورایی

reza , October 3, 2005

- برای کسی به نام عادل مینویسم که بداند پس از کتاب های زیادی که در مورد کورش کبیر مطالعه کرده ام ، دریافته ام که او آنقدر بزرگوار و آزاد اندیش بود که حتی دشمنانش هم از او به نیکی یاد کرده اند. و تنها انسانی در طول تاریخ است که بیشترین کتاب ها در تعریف از خوبی هایش به چاپ رسیده است و تو عادل تنها کسی هستی که بر خلاف اسمت بی نهایت غیر عادلانه در مورد این مرد بزرگ قضاوت کرده ای .واقعا از فکرت متاسفم. کورش آنقدر ارزشمند و اصیل است که اگر ایرانی هم نبود من برایش احترام قائل بودم.پس در مورد کورش ایده ناسونالیستی معنی ندارد او متعلق به دنیا و انسانیت است.

ناهید , September 27, 2005

- شاید مهمترین خواسته پدر بزرگوارمان کورش کبیر از ما این باشد که: بزرگ فکر کنیم ، کتاب بخوانیم ، راستگو باشیم ، به درستی عمل کنیم و خود برای سرنوشتمان تصمیم بگیریم همانگونه که او عمل کرد آرامگاه کورش بزرگ به واسطه سد در حال احداث در معرض به زیر آب رفتن و نابودی است همچون خلیج فارس از پاسارگاد هم حمایت میکنیم، نسل آینده ما نیاز دارد که بداند و ببیند که در گذشته که بوده است.

راشل , September 27, 2005

- لطفا متن کامل لوح کروش را برایم بفرستید.

حسین , September 21, 2005

- با سلام: من از خواندن مطالب این سایت لذت بردم.یادم هست چندی قبل به تخت جمشید رفته بودم.باور کنید گریه ام گرفته بود!! که چه بودیم و چه شدیم!! از شرایط و اوضاع این اثر بزرگ تاریخی تاسف خوردم و از بی توجهی که به این مجموعه بزرگ روا مبشود در شگفتم.گویا که ما قبل از اسلام هیچ نداشته ایم! ملیت ما نادیده گرفته میشود!از آقای لاریجانی نقل شده است که ایرانیان قبل از اسلام وحشی بوده اند!! مسلم است که چنین طرز تفکری چه بر سر ما خواهد آورد.ناراحتم از این که نسل جوان و نوجوان ما کمتر اطلاعی از گذشته ما دارند.برای اعراب که فبل از اسلام تمدنی نداشته اند پذیرفتنی است که تمام تاریخشان بعد از اسلام باشد اما در مورد ما ایرانیان قطعا صحت ندارد.آنگاه که اعراب دختران را زنده بگور میکردند زنان ایرانی عهده دار مسئولیتهای بزرگ سیاسی و کشوری بودند.متن لوح کوروش به هنگام فتح بابل را خوانده اید؟آیا با گذشت قرنها کلماتی انسانی تر و صمیمانه تر شنیده اید؟پس از قرنها سعی میکنیم به چیزی برسیم کو هزاران سال قبل داشته ایم، چرا؟؟ چرا اینگونه ایم و چه کنیم که آنگونه باشیم؟؟

حسین , September 21, 2005

- بی شک کوروش کبیر بزرگترین وبرجسته ترین شخصیت تاریخ بشری است.من این ادعا را بگزافه نمی گویم بلکه اگر کمی بیندیشیم ودقت نمائیم متوجه می شویم که تمامی پیامبران وپیشوایان دینی(که ازآنان بعنوان شخصیتهای برجسته تاریخ یادمی شود)درابلاغ ماموریت خود کاملا مجبور ومحکوم به حکم الهی بودند بگونه ایکه هیچگونه اختیاری دراین زمینه ازخود نداشتند . وحال آنکه کوروش کبیرکه بسان یک پیامبر الهی عمل نمود تمامی اعمال خود را به اختیار شخصی واز روی میل باطنی انجام داد .

, September 18, 2005

- با سلام متن کامل منشور کوروش کبیر را می خواهم متشکرم

sani , September 14, 2005

- با سلام وبا تشکراز مطالب خوبی که در سای دارید لطفامنشور کامل کوروش را برایم بفرستید

کوروش , September 6, 2005

- با سلام.خیلی ممنون که ما را با تاریخ افتخار آمیز کشورمان آشنا می کنید. من مایلم که متن کامل فرمان کوروش کبیر را داشته باشم. متشکرم

leila , September 4, 2005

- ba arze salam aghe momkene matne vasiyat naameye kooroshe kabir ra baraye man beferestid. baa tashakor.

hassan , August 31, 2005

- آری ببین که این قوم جاهل چه بر سر میراث آن پیامبر خدا آوردند... خیلی مشتاقم که این وصیت نامه را داشته باشم. با تشکر

HEsS , August 30, 2005

- کوروش پدر من است ... چگونه احترامش نکنم؟

Mohammad , August 30, 2005

- من به تاریخ قبل از اسلام علاقه زیادی دارم مخصوصا به دو پادشاه کوروش کبیر و داریوش بزرگ و شاهپور چون عظمت ما در متعلق به اونهاست

mehrshad , August 29, 2005

- سلام بر تمام دوستاران ایران زمین من من متن کامل وصیت نامه کوروش و متن کامل استوانه حقوق بشرش اورامی خواستم برایم بفرستید از شما متشکرم

طناز , August 25, 2005

- من حکومت می خواهم کنم بر مردم ایران مثل کوروش کبیر که از اجدادم هست بله من از نوادگان کوروش کبیرم

حامد , August 13, 2005

- سلام اطلاعات خیلی خوبی در این سایت وجود دارد من امیدوارم همه ایرانیان به ایرانی بودنشون افتخار کنند و دوباره به اصل اریایی خود بازگردند همیشه ماندگار است نام کوروش کبیر لطفا در مورد نشان فروهر برای من اطلاعان بفرستید وهمچنین وصیت نامه کوروش کبیر را سربلند باشید

مهدی , August 9, 2005

- با سلام متن کامل منشور کوروش کبیر را می خواهم متشکرم

فرشید , August 1, 2005

- سلام خسته نباشید. از سایتتون متشکرم بسیار عالی بود. میخواستم به عادل بگم تو یک بدبخت عقده ای هستی که همون به قول خودتون خمینی کبیر به دردتون میخوره تا به فلاکت بیوفتین. من خیلی خوشحالم که همنام بزرگترین مرد سرزمین عزیزم ایران هستم در مورد کوروش کبیر هم کتاب هایی مطالعه کردم کوروش یک پیامبر بود و اولین کسی که یکتا پرستی رو در بین ایرانیان اورد من از همه ایرانی ها یا حداقل کسایی که به این سایت مراجعه میکنن میخواهم که نشان زیبا وپر رمزو راز فروهر که نشان مقدس ایرانیان باستاه هست رو همیشه در گردن داشته باشند که نشان صلح است در اخر میخواستم خواهش کنم وصیت نامه کوروش کبیر رو برای من میل کنید مرسی همیشه پاینده و سربلند باشید

کوروش , July 27, 2005

- salam khili aly bod az neveshtahaton sod mand shodim va be agahy ma afzodid agar mishe lotf konid vasiyat name korosh ra vasam befrestid manon misham be omide piruzy

افشار , July 19, 2005

- با عرض سلام من میخواستم وصیت نامه کورش را برایم بفرستین با تشکراز سایتتان

, July 17, 2005

- یادم رفت بگویم که ایرانیان به بیگانگان بی هویتی که جز بدبختی و بی آبرویی چیزی برای ایران به ارمغان نمی آورند و فقط اکسیژن و هوا را مصرف می کنند ، ویرانیان میگوییند ، شما هم یاد بگیرید


- به نام خداوند بخشنده ی مهربان سلام به همه شما دوستان میهن پرست امید است امپراطور بعدی که یقین دارم ظهور خواهد کرد و در همه جا ظهورش را گفته اند ، خصوصیات اخلاقی پادشاهانی همچون کوروش ، شاپور ، یعقوب لیث ، نادر ، کریم خان و دیگر پادشاهان اصیل ایرانی را پیشتر داشته باشد . و امید است این امپراطور ، نژادهای بیگانه ای همچون عربها را از مملکت مقدسمان بیرون اندازد خدا یا رو نگهدار همه ی شما ایرانیان اصیل میهن پرست


- متن کامل ترجمه شده منشور کوروش را می خواهم

ali , July 16, 2005

- دوست عزیز آقای عادل، صحبت های شما دقیقا" نشان می دهد که خود شما دارای تمام صفت هایی را که بر شماردید هستید، بهتر است در نگرش خود و نحوه صحبت خودتون تجدید نظر کنید و اینقدر تنگ نظر نباشید.

سیامک , July 16, 2005

- koorosh ham ye avazi khoonriz mesle sayere hitler va napelon va tezar va sezar va ... 124*e^3 bisharafe dige bood!!!!!!!!!! shoma ha ham ye edde badbakhte too sari khordeye ahmaghe nationalist hastin.

adel , July 15, 2005

- زشیر شتر خوردن وسوسمار عرب را رسانده است جایی به کار که بر سر تاج کیانی کنم آرزو تفو بر تو چرخ گردون تفو

soshiant , July 15, 2005

- با تشکر اگه می شه وصیت نامه ی کوروش رو برام بفرستید

arash , July 15, 2005

- با سپاس از شما من برای تهیه یک مجوعه گرافیکی از بنیانگزاران سلسله های پادشاهی ایران به کمک شما احتیاج دارم نام سلسله های بزرگ و بنیان گزار ان دورود بر شما

رضا , July 1, 2005

- ba dorod in matlabiro ke negaresg kardid besyar jaleb bode va kamale sepasgozary ra darm va lotf konid matalebe digaryham ezafe befrmaeed be in matlab chon dar har sity ke moraje mishe darin rabete hamino neveshte. va iraniane aziz hamishe say konan ke dar rahe agahi gozashte va tarikheshon bishtar kasbe ettelaat konan.ba sepase mojadad

korush , June 30, 2005

- با تشکر از شما که باعث اطلاع ایرانیان از گذشته شان میشوید

مهدی , June 28, 2005

- ان زمانی دنیا گوشت سگ و گربه میخورد ما در ایران به رهبری کوروش تمدن داشتیم

باقر , June 27, 2005

- کوروش کبیر ابروی ایرانی در دنیا است

, June 27, 2005

- همانا من کوروش پسر کمبوجیای پارسی هستم ایرانیان را عزت جهانی دادم و آنان را سرور اسیا کردم .... از شما که در مسیر زنده نگاه داشتن نام نامدارترین شاهنشاه تاریخ بشریت گام بر می دارید صمیمانه متشکرم. پسر ایرانی

Mega , June 25, 2005

- there is one graet man in my life and that man is kourosh the great

mohammad ali , June 10, 2005

- کوروش ستاره پادشاهی ایران

حیدر , May 24, 2005

- باتشکرازچاپ این مقاله لطفامطالب بیشتری درموردپدرایران بنویسید.

mehdi , May 19, 2005

- سلام اول اینکه خیلی جالب بود برای من دوم اینکه من برای مردان بزرگی که تاریخ کهن کشور ما را رقم زدن خیلی احترام قائل هستم سوم اینکه دوستان گرامی اگه بشه منم یک نسخه از وصیت نامه کوروش داشته باشم خوشخال می شم درود من از سرزمین سبز سبز شمال به روح بزرگمردان تاریخ که همچون برگهای دختان تاریخ

seyyed hamed , May 15, 2005

- ذبه نظر من کوروش یکی از 126 هزار پیغمبر خداست.

amir , May 2, 2005

- سلام...کورش مردی بزرگ بود و من اعتقاد دارم ذوالقرنین خودشه... منم وصیت نامه رو میخوام اکه میتونید به منم بدین... مردوخ نگهدارتان

Baron , April 30, 2005

- کاش کوروش بود و میدید با این خاک چه کردند.....اگه میتونید منم وصیت نامه کوروش و به پسرش میخوام

میلاد , April 26, 2005

- کورش بسیار انسان بزرگی بود و با sagadبسیارموافقم در ضمن وصیت او را برایم میفرستید با تشکر

soly , April 24, 2005

- salan

, April 17, 2005

- من برای کوروش مانند پیامبراحترام قائلم

sajad , April 9, 2005













شترمرغ:


صفات برجسته ی شترمرغ:


مشخصه اصلی ان عدم قدرت پرواز به علت دژنرسانس یا فقدان کامل ستیغ استخوان سینه(تاج) میباشد


برای اهداف تجاری اکثراّ از اصطلاحاتی ماننده گردن آبی . گردن قرمز و سیاه افریقایی استفاده می شود


زیرگونهء کاملوس و ماسائیکوس به شترمرغ گردن قرمز تعلق دارند . اکثر زیر گونه ها ماسائیکوس به ایالات متحده صادر شده اند و قسمت اعظم شترمرغ های این کشور را نیز گردن قرمز ها تشکیل می دهند


زیر گونه های مولفیبدوفانس و استرالیس به شترمرغ های گردن ابی گفته می شود . در قیاس با شترمرغ های سیاه افریقایی ، زیر گونه کلوموس،ماساییکوس و مولیبدوفانس (به خصوص گردن قرمز ها ) بزرگتر و نگهداری آنها به دلیل کوتاهتر بودن سابقهء اهلی شدنشان مشکلتر است و در نگهداری نیز باید حصار این پرندگان بلندتر در نظر گرفته شود. شتر مرغ های اهلی افریقای جنوبی در عرصه تجارتیسیاه افریقایی گفته می شود این شتر مرغ ها دارای نام لاتین استروتیوکاملوس از واریته دامستیکوس می باشد.


*سیاه افریقایی کوچکتر ودارای بدن فشرده تر و پرهایی با کیفیت استثنائی هستند. به علت اهلی شدن ، سر به راه و قابل پرورش هستند. به طور کلی سیاه آفریقایی بخش اعظم شتر مرغ های اهلی شده دنیا را تشکیل میدهند.


مشخصهء عمومی:


شترمرغ ها بر خلاف اجدادشان توانایی پرواز ندارند.این کمبود با داشتن پاهای قوی جبران شده و آنها را قادر می سازد با سرعتی معادل 60Km/h ساعت بدوند و سرعتشان تا زمانی بیش از 10 دقیقه حفظ کنند .شترمرغ تنها پرنده ای در جهان است که فقط 2 انگشت پا دارد که آنها را انگشت 3 و 4 می گویند .


انگشت سوم کوچکتر بوده و به طرف خارج پا قرار گرفته است و فقط نقش تعادلی را بر عهده دارد . انگشت چهارم که در داخل قرار گرفته بزرگتر و پهن بوده ودر زیر دارای پینه بالشتکی و فنری پهن می باشد که در انتها به یک چنگال به طول تقریبی 7cm ختم می شود. این اندامها به انضمام پاهای قوی به شتر مرغ قدرت پرتاب یکی از خطر ناکترین لگدها را می دهد .


"*از انجا که شترمرغ ها به طرف جلو و پایین لگد می زنند مطمعن ترین جهت برای گرفتن شترمرغ از جوانب و عقب است.


تشخیص شترمرغ های ماده و نر بالغ به سادگی از روی پر وبال سیاه نرها و پرهای قهوهای _خاکستری ماده ها امکان پذیر است .


در فصل جفت گیری رنگ منقار، اطراف چشم و پوست استخوانهای پای شتر مرغ نر (استخوانهای مچی_قلمی) تغییر کرده وقرمز رنگ می شود که اینتغییر رنگ به علت ترشح هورمونهای بیضه می باشد. عدم وجود بالهای سیاه در شترمرغ ماده به دلیل ترشح هورمون های تخمدان است (بعد از عقیم کردن شتر مرغ های نر رنگ قرمز محو می شود و پس از برداشتن تخمدانها به روش جراحی در شترمرغ های ماده، پرهای سیاه رشد میکنند)مشکلات رنگ دانه ای در آنها نادر است


شترمرغهای نر دارای آلت تناسلی است که بر خلاف اکثر پرندگان میتواند به بیرون هدایت شود . آلت تناسلی نر به هنگام دفع منبسط می شود .شترمرغ های ماده دارای دو تخمدان میباشند که تنها تخمدان چپ کاملأ تکامل یافته است تخمدان راست تحلیل رفته است.


باد کردن و قطور کردن گردن وایجاد صدا مربوط به جفت گیری واز علائم جنس شترمرغ نر می یاشد که berehmآنرا اینچنین توصیف می کند:


"باد کردن و قطور کردن گردن همراه با تولید صداهای عجیب توسط شترمرغ نر هنگام ابراز علاقه به یک شترمرغ ماده یا در زمان مبارزه بایک پرنده نر دیگر تولید میشود . این صداهاکه بیشتر در فصل جفتگیری توسط نرهاایجاد میگردد،گاهی اوقات و معمولأ در هنگام شب بدون هیچ علت مشخصی تولید می شود (هلندی ها این صدا را BROOMING می نامند) ایجاد این صدای گرفته تنها در هنگام سکون انجام می گیرد . این صدا ،نوایی نرم و خاص بوده که تشخیص محل آن کاری بس دشوار است. هر تک صدا شامل 3 نت مشخص یعنی 2نت کوتاه و یک نت بلند می باشد. منقاره پرنده همچنان بسته بوده و بازدمی وجود ندارد. گردن در هنگام ایجاد هر صدا خصوصأ نت سوم باد می کند . این صدا که در سکوت شب ، غیر طبیعی و ترسناک می شود در طبقه بندی صداها و فریاد ها قرار نمی گیرد . تولید صداهای دیگر اعم از زوزه کشیدن به هنگام خشم ،غرغره های اهسته هنگام ترس و یک فریاد کوتاه و تیز جهت اعلان خطر نزد هر دو جنس مشاهده می شود .


پرندگان غیر بالغ در دوره های مختلف رشد یک صدای پیچشی ، نافذ ودر عین حال غم انگیز تولید می کنند"


*شترمرغ ها نر وحشی دارایهرمی متشکل از یک شترمرغ ماده اصلی و چند شترمرغ ماده فرعی می باشد . در طول فصل جفت گیری در مزارع پرورش شترمرغ پرندگان به صورت جفت یا سه تایی (یک نر و دو ماده) ویا گروهی در گله نگهداری می شوند                


چشم ها:


چشم ها حدود 2 یا 3 بخش از حجم سر را در بر می گیرد .برامدگی چشم ها هر کدام در یک طرف سر قرار دارند که پرنده را از هر حرکتی در اطراف با اطلاع می کند.


شترمر غ ها دارای قدرت بینایی بالا و استثنایی هستند.آنها قادراند بر روی هرچیزی که درست در راستای منقارشانباشد تمرکز کرده و هر حرکتی که در فاصله 5/3km انجام شود زیر نظر بگیرند.


گوش ها:


گوش های شترمرغ 2 سوراخ است که به طرف پشت سر قرار گرفته اند.


بطور کلی قدرت شنوایی آنها از انسان از حساسیت بیشتری برخوردار است.


تنفس:


تنفس شترمرغ توسط 2سوراخ بینی که بر روی منقار قرار گرفته است انجام می پذیرد.بخاطر اینکه شترمرغ قادر به تبخیر از طریق پوست بدن نیست توانایی پایین نگهداشتن دمای بدن نیست و تهویی ریوی تنها راه پایین آوردن دمای بدن است .هنگامی که شترمرغ احساس گرما ویا خستگی می کند منقار باز میشود تا تنفس به سهولت انجام پذیرد و بدین وسیله دمای بدن پایین بیاید.


منقار:


منقار مسطح وپهن بوده ونوع بافت آن زیاد سخت نیست.بنابر این هیچگاه با منقار حمله یا دفاع نمی کند ودر بسیاری از موارد بعلت ضربات مکانیکی یا برخورد با موانع نچندان سخت براحتی دچار صدمه و حتی شکستگی می شود.


 


گردن:


گردن شترمرغ مرکب از 19 مهره می باشد . گردن شترمرغ بطور قابل ملاحظه ای نرم و قابلیت انعطاف داردو می تواند در هر جهتی بدون هیچ گونه احساس ناراحتی و زحمتیگردش نماید . نای و مری شترمرغ براحتی دارای قابلیت گردش آزاد به پشت گردن را دارد و گاهی اوقات مشاهده می شود یک توده غذا بوضوع درقسمت پشت گردن از طریق مری به طرف پایین در حال جابجا شدن و انتقال است.


پاها:


پاهای شترمرغ به سمت جلو شیب دارند اما زانو بصورت مستقیم قرار گرفته است به همین دلیل پاها بسیار به هم نزدیک می باشند و این باعث می شود حیوان حرکت موجی حرکت به سمت جلو و عقب نداشته باشد ودر حقیقت شترمرغ حرکت باوقار خودئرا مدیون این سییتم قرار گرفتن پاها است.


زانوی مستقیم که از پر پوشیده شده است بدن را بطور استوار نگه می دارد که از عقب به سمت جلو قرار کرفته (زانو ) که در واقع همان پاشنه پا می باشد و در حقیقت شترمرغ بر روی انگشتانش راه می رود .


استوخوان درشت نی شترمرغ دارای مغز استخوان بوده و براحتی در هنگام برخورد با یک مانع شکسته می شود .


ران شترمرغ مهمترین قسمت پر گوشت ان بوده و گوشت کباب ان است .


پوست:


پوست شترمرغ ماده دارای رنگ متغیر بین خاکستری تیره و روشن است و رنگ پوست شترمرغ نر،آبی تیره براق است . در طول فصل جفت گیری رنگ پوست در اطراف منقار ودور چشم ها در نرهای جوان تا حد قرمز روشن متغیر است و همچنین پولک های پوست در منطقه درشت نی دارای تغییر رنگ می باشد


یکی از بزرگترین خصوصیات چرم شترمرغ این است که دارای حفره های بزرگی در یک ناحیه تقریبا وسیع می باشد که این خصوصیات در منطقه پشت وشکم بخوبی معلوم است.


 


ادامه دارد


 نوشته شده توسط حسین عشقی در جمعه 10/6/85 و ساعت 12:5 صبح | نظرات دیگران()

بالا

بالا

border="0" ALT="Google" align="absmiddle">
mcity.parsiblog.com welcome hossein eshghi
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">
mcity.parsiblog.com welcome hossein eshghi
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">
mcity.parsiblog.com welcome hossein eshghi . شما دوست عزیز می توانید بدنبال مطلبی بگردیدد