نقش جنگل ها و مراتع در مبارزه با آلودگی هوا:
آلودگی هوا چه درمناطق شهری بوسیله وسایل دود زا و کارخانجات وسایر منآبع آلوده کننده و چه در مناطق بیآبانی در اثر حرکت و جآبجائی ماسه ها و گرد و غبار بوسیله باد وجود دارد. مواد سمی موجود در هوای شهرها فقط از لوله اگزوز ماشینها و یا دودکش کارخانه های داخل شهر خارج نمی شود بلکه بادهایی که از اطراف می وزند سبب می گردند که گرد و غبار و گازهای کارخانههای اطراف را هم وارد شهر نمایند و به غلظت مواد سمی هوای مناطق مسکونی بیافزایند. درختان در جلوگیری و کاهش آلودگی هوا که در بالا ذکر شد نقش اساسی دارند. بطور مثال یک درخت صد ساله راش با 2.5 تن وزن (وزن چوب خشک) در طول عمر خود 12.5 میلیون متر مکعب گاز کربنیک هوا را جذب کرده است تا بتواند این مقدار چوب را تولید کند. همچنین درختان باد حامل ذرات ریز را شانه می کنند و میتوانند در هر هکتار جنگل تا 68 تن گرد و غبار را هر بار در خود رسوب دهند[1][1]. این موضوع برای مناطق بیآبانی و شهرهایی که مورد تهاجم شن های روان قرار میگیرند. بسیار حائز اهمیت است چون با ایجاد کمربند سبز میتوان از ورود گرد و غبار بداخل شهر جلوگیری کرد. همگام با شانه کردن گرد و غبار هوا، جنگل مقدار زیادی از باکتریها و میکروبهای معلق در هوا را در لای شاخ و برگ خود رسوب می دهد. مقدار باکتریهای موجود در هوای جنگل به مراتب کمتر از مناطق غیر جنگلی است.
طبق بررسیهای دانشمندان روسیه درختان کاج، گردو، پیسه آ، آبیس سیبری، بلوط، فندق، اوکالیپتوس، ارس، افرا، بید، زبان گنجشک و داغداغان از خود موادی در هوا پخش می کنند که باعث از بین رفتن بسیاری از باکتریها و قارچ های تک سلولی و برخی از حشرات مضر می شود این ماده را توکین ( Tukin ) در سال 1956 فیتونسید نامیده است. به طور مثال اگر پشه و یا مگس را زیر سرپوشی قرار دهیم که در آن برگهای خرد شده اکالیپتوس و با زبان گنجشک وجود داشته باشد حشره فوق پس از مدتی می میرد. برای مبارزه با بیماری سل افراد مبتلا را در روسیه برای استراحت به مناطقی که جنگل های کاج وجود دارد می فرستند. با توجه به آنچه ذکر شد متوجه میشویم که اهمیت جنگل فقط در تصفیه هوا از گرد و غبار نیست، بلکه در ضد عفونی هوا هم نقش موثری دارد و این مسئله ایجاد فضای سبز در اطراف و داخل شهرها و اطراف بیمارستانها، مدارس و اماکن عمومی را بخوبی گویا می سازد.
مراتع نیز در مناطق بیآبانی همچون پوششی روی خاکها و ماسهها را گرفته و اجازه حرکت به آنها نمی دهند و در مناطقی که حرکت خاک وجود داشته باشد مقادیر زیادی از آن را در پای بوتهها رسوب می دهد.
4ـ تاثیر جنگل ها و مراتع در مبارزه با فرسایش و حفظ و تولید خاک:
عمل فرسایش بیشتر بوسیله آب و باد صورت می گیرد. بادهای مداوم در اثر ایجاد اختلالاتی در زندگی گیاه و تبخیر رطوبت زمین که منجر به خشکی بیش از حد خاک می گردند، سبب می شوند که تجدید حیات نباتات متوقف و یا به کندی صورت گیرد و با کم شدن پوشش گیاهی عمل فرسایش آغاز شود. اگر انسان هم با بهره برداری بی رویه از بین رفتن گیاهان را ناخواسته تسریع نماید آنگاه مراکز مهم کشاورزی و صنعتی و مسکونی در معرض تهدید قرار میگیرند.
جنگل به کمک شاخ و برگ درختان، از سرعت باد می کاهد و با ریشه گیاهان، خاک را حفظ می کند و مانع ایجاد فرسایش می شود. بعلت آرام بودن هوای داخل جنگل تبخیر بسیار ناچیز بوده و خطر خشک شدن خاک که از شرایط مهم آغاز فرسایش است از بین میرود. نزولات آسمانی در مناطق فاقد گیاه در روی زمین به صورت هرز آبهای سیل آسا جاری می شوند و چون مقاومتی در برآبر خود نمی بینند ذرات ریز و درشت خاک را حمل می کنند و بتدریج در مسیر خود و یا در پشت سدها و دریاچهها رسوب می دهند، گاهی سبب طغیان رودخانهها می گردند و خسارات جانبی و مالی زیادی بار میآوردند. در مناطقی که پوشش گیاهی وجود دارد، هنگام بارندگی قطرات باران به علت انرژی که در مسیر خود و همچنین تاثیر قوه جاذبه زمین کسب می کنند و می توانند موجب متلاشی شدن ذرات خاک و جآبجایی آن شوند در اثر برخورد به شاخ و برگ گیاهان به ذرات بسیار ریز تبدیل گشته و به آهستگی روی خاک می رسند. از طرفی بقایای نباتی کف جنگل و مراتع همچون اسفنجی آب حاصل از بارندگی را د رخود جذب نموده و به آهستگی روی خاک رها می کند و بدینوسیله خطر شتشوی خاک از بین رفته و خاک حفظ می شود. در مورد نقش پوشش سطح خاک در کاهش ضربه قطرات باران آزمایشی توسط یکی ازمتخصصین مربوطه (Hadson) در دو قطعه زمین انجام گرفته است. در این آزمایش آبتدا علفهایموجود زمین با دست کنده شده و سپس زمین به دو قطعه مساوی تقسیم شده است. روی یکی ازقطعات دو لایه تور سیمی ریز بافت قرار داده شد قطرات باران در اثر برخورد با آن شکسته شده وبه صورت قطرات بسیار ریزی درآمد (شکسته شدن قطرات عیناً توسط شاخه و برگ پوششگیاهی هم صورت میگیرد) خاک از دست رفته از این دو قطعه (قطعه پوشیده شده با تور سیمی وقطعه لخت) در طول 10 سال اندازهگیری شد. نتایج بدست آمده از 10 سال آزمایش نشان دادکه خاک از بین رفته از قطعه لخت بیش از 100 برآبر خاک فرسایش یافته از قطعه پوششدار میباشد[2][2] .
گذشته از این فرسایش خاک در منطقه جنگلی با فرسایش خاک در مناطق دیگر تفاوت دارد اگرچه هر دو بلایی است که بر خاک وارد میشود ولی خاکهای مناطق جنگلی بسیار حاصلخیزتر ازمناطق دیگر است با فرسایش خاک مواد حاصلخیزی که طی سالیان متمادی در خاک ذخیرهشدهاند از دست میرود. در تحقیقات انجام شده در یکی از ایالتهای آمریکا (New Hampshire) ثآبت شده است که پس از بریدن درختان یک جنگل، جریان آب حاصلاز بارندگی در عرض دو سال در هر هکتار 95 کیلوگرم ازت نیتراتی و 89 کیلوگرم کلسیم را از بینبرده است در حالیکه در یک جنگل دست نخورده میزان ازت نه تنها از بین نرفته بلکه در هر هکتار2 کیلوگرم نیز به میزان آن افزوده شده است. این مقدار ازت از باران دریافت شده است. همچنینکلسیم از بین رفته بسیار کم بوده و مقدار آن 7 کیلوگرم در هکتار بوده است.
جنگل، مادر چشمه ها و رودخانه ها ست
امروز با داشتن جمعیتی بالغ بر 65 میلیون نفر نظاره گر نابودی نه تنها باغها و کشتزارها بلکه شاهد از بین رفتن خانه و کاشانه و احشام و حتی جان مردم بوسیلة سیلابهای مهیبی هستیم که کمتر سابقه داشته است. با نگاهی به گذشتة نه چندان دور در می یابیم بسیاری از مناطقی که زمانی بوسیلة درخت و درختچه و بوته و گیاهان علوفه ای پوشیده شده بود، امروز بر اثر قطع بی رویة درختان، درختچه ها و بوته کنی و چرای مفرط و آتش سوزی حتی آثاری از درختان و درختچه های بومی در بعضی از استانها به چشم نمی خورد ، حال چه انتظاری غیر از این وقایع تلخ و ناگوار می توان داشت، که گفته اند هر کسی آن درود، عاقبت کار، که کشت.
با روندی که از سالها قبل در مورد قطع درختان در جنگل های شمال و جنگل های حفاظتی و حمایتی سایر نقاط کشور وجود داشته و کماکان نیز شاهد هستیم، اکنون نظاره گر بروز سیلابهای خطرسازی شده ایم که دست کم تا کنون در استانهای سرسبز شمال کشور مشاهده نشده است. این حوادث ناگوار در مناطق سرسبز شمال کشور که روزگار درازی به برکت وجود پوشش جنگلی انبوه، بارشهای منظم و کافی، خاکهای عمیق و حاصلخیز و تعادل پایدار اکوسیستم، بعنوان جزیرههای امن و مصون از آفات و بلایای طبیعی همچون سیل محسوب میشد بصورت وحشتناکی عیان شده است. سیل مرداد 1380 فقط در منطقه مینودشت و کلاله) استان گلستان) بیش از 300 کشته و 270 مفقود و 600 میلیارد ریال خسارت بجای گذاشت ([3][1]). می توان گفت هر چند سیلابها ناشی از بارندگی هستند ولی آنچه بیشتر موجب بروز سیلابها شدهاند، عمل متقابل و قانونمند طبیعت در برابر بهرهبرداریهای بیرویه انسان، کاربریهای نادرست اراضی و استفادههای نابخردانه انسان از منابع بیکران آن است. طبیعت بویژه مناطق کوهستانی بنا به ماهیت خود شکنندهاند و فشارهای جمعیت رو به رشد انسان و استفادههای نامعقول آنها را بر نمیتابند به همین دلیل با آهنگی سریع رو به تخریب گذاشتهاند و برای انسان پیامدهای ویرانگری نظیر سیل به بار میآورند.
0ـ نقش اقتصادی جنگل:
به طور کلی درآمد جنگل را به صورت ملموس و غیر ملموس بررسی می نمایند، درآمد غیر ملموس آن در ارتباط با نقش و ویژگیهای جنگل است که قبلاً بر شمرده شده است و غیر از تولید مستقیم آن است. بررسیهای کارشناسی نشان می دهد در صورت احیاء جنگلهای شمال و غرب و جنوب کشور و استفاده کامل از تمامی استعداد تولید جنگل در یک برنامة دراز مدت به درآمد سالیانه ای معادل 280 میلیارد ریال دست خواهیم یافت و برخلاف درآمد حاصل از نفت که روزی پایان خواهد یافت، جنگل به عنوان یک واحد تولیدی پایا با درآمد مستمر می تواند نقش اقتصادی ارزنده ای در دراز مدت داشته باشد. گذشته از این فرآورده های جنگلی اعم از چوب و یا سایر محصولات فرعی دیگر چرخ هزاران هزار واحد تولیدی اعم از کوچک و بزرگ را در سراسر جهان به گردش در می آورند، زیرا جنگل تامین کننده مواد اولیه بسیاری از صنایع بوده که آن صنایع با یکدیگر روابط متقابل بنیادی دارند. بطور مثال کارخانجات صنایع چوب و صنایع کاغذ با صنایع دیگر بیش از 100 نوع تبادل کالا دارند که این موضوع نقش قابل توجهی در تحرک اقتصاد کشور دارد. علاوه بر این درختان منبع تامین مواد اولیه برای صنعت داروسازی مدرن نیز می باشند بطوری که بیش از 25 درصد مواد مورد نیاز صنعت داروسازی مستقیماً از درختان بدست می آید.
فواید دیگر جنگلها و مراتع را می توان در حفظ ذخایر ژنتیک گیاهی و جانوری، تامین غذا و مامنی برای وحوش و پرندگان و بالاخره اکوتوریسم دانست.
نقش جنگلها و مراتع در جلوگیری از رانش زمین:
رشد درختان در دامنهها سبب افزایش پایداری خاک میگردد.ریشه درختان با فرو رفتن درخاکهای حساس به لغزش مانند ستونهایی عمل کرده و با ایجاد شبکه متراکم ریشهای از بهمپاشیدن قطعات یا بلوکهای لغزشی جلوگیری میکنند.مطالعات انجام شده در منطقه جنوبشرقی آلاسکا نشان داد که پس از قطع درختان، افزایش قآبل ملاحظهای در تعداد لغزشهاصورت گرفت آنها نتیجه گرفتند که نابودی و فساد تدریجی سیستمهای تداخلی ریشه درختان(پس از قطع آنها) عامل وقوع لغزشها بودند. هر چند عدهای اعتقاد دارند که در بعضی موارد درختان به دلیل نیروی وزن خود و یا بر اثر نیرویی که توسط باد در بعضی از مناطق به درختانوارد میشود ممکن است باعث لغزش شوند ولی به دلایل زیر نقش پوشش گیاهی در جلوگیریاز حرکت زمین کاملاً آشکار است:
یکی از عوامل مهم و مؤثر در حرکتهای تودهای یا رانش زمین وجود رطوبت در خاکاست در ایران نیز اکثر لغزشها معمولاً در دامنههای رو به شمال (سایهگیر)که رطوبت بیشترینسبت به دامنه جنوبی دارند اتفاِق میافتد.بنآبراین درختان با انجام عمل تبخیر و تعرِق و درنتیجه کم کردن ظرفیت نگهداری آب خاک، نقشی اساسی در این مورد ایفا میکنند درختان بامصرف بالای آب و تعرِق زیاد در حقیقت عمل زهکشی خاک را انجام میدهند و در نتیجه آن راسبک نگه میدارند. مطالعات انجام شده در امریکا (ایالت اوهایو)نشان میدهد که ضریب اطمیناندر برآبر لغزش، در دامنههای جنگلی پوشیده از درخت 9 برابر بیشتر از دامنههای بدون درختاست.
- نقش دیگر درختان در حفظ خاک از خطر لغزش، وجود فرایندی بنام برگآب(Interception) است. یعنی در طی هر بارندگی مقداری از بارش توسط تاج درختان گرفته شده و قبل از رسیدن به خاک تبخیر میگردد. این مقدار بارندگی از این جهت که در خاک نفوذ نمیکند در خشکی خاک و جلوگیری از حرکت زمین مؤثر میباشد. میزان برگاب بستگی به شکل برگها وتاج درختان دارد و میزان آن بسته به اینکه درخت در چند ماه از سال برگ داشته باشد تغییرمیکند. بنآبراین در درختکاریها استفاده از نهال درختانی که در زمستان برگ دارند برای اینگونهمحلها مناسب تر است.
همانگونه که قبلاً گفته شد ریشه درختان از طریق جذب بخشی از آب زیرزمینی و خشککردن خاک نقش عمدهای در پایداری دامنهها دارند.از این لحاظ گیاهان دارای ریشههای عمیقتر و با انشعابات بیشتر نقش بهتری در حفظ خاک خواهند داشت. متأسفانه انسان بر اثر تخریبپوشش گیاهی از قبیل تبدیل جنگل به زمین زراعتی، شهرسازی و همچنین جادهسازی غیراصولی و ایجاد تأسیسات ارتباطی نقش مهمی در ایجاد لغزش دارد. نتایج حاصل از یکتحقیق در یک منطقه جنگلی شمال کشور (حوضه واز از توابع شهرستان نور)نشان داده استبیشترین لغزشها در دامنههایی اتفاِق افتاده است که قطع یکسره جنگل وجود داشته است. اینقطع جنگل به منظور عبور دکل های برِق فشار قوی و احداث جاده صورت گرفته است[4][1].
در این زمینه تحقیق دیگری در غرب کشور (چهار محال بختیاریمنطقه اردل) صورت گرفته است[5][2]. به استناد این تحقیق منطقهای که در آن لغزش حادث شدهدر 40 سال گذشته (با استناد به عکسهای هوایی سال 1335) دارای جنگل بلوط با تاج پوششیحدود 40 درصد بوده که بر اثر قطع بیرویه و تبدیل اراضی جنگلی به زراعت دیم، هماکنوندرصد تاج پوشش آن به حدود 2 درصد رسیده است. بنابراین تخریب و قطع پوشش گیاهیباعث تغییر چرخه آب بصورت کاهش تبخیر و تعرقِ در منطقه و افزایش آب زیرزمینی در دامنهلغزش یافته شده است. به این ترتیب نقش ارزنده جنگلها با استناد به تحقیقات مستدل در مورداین بلیه نیز کاملاً آشکار است.
نقش جنگلها و مراتع در جلوگیری از وقوع بهمن
پوشش گیاهی از نوع بوتهای یا بالشتکی سطوح ناهمواری ایجاد کرده وخطر سقوط بهمن را کاهش میدهد.لذا در نقاطی که حتی برای ورزش اسکی استفاده می شود، بهتر است هم محل اسکی و هم ارتفاعات مشرف به آن را با گونههای مرتعی نوع بوتهای و بالشتکی تقویت کرد. برای جلوگیری از وقوع بهمن علاوه بر اقدامات مکانیکی (مانند پایههایچوبی، نردههای فلزی و دیوارههای سنگی)، عملیات بیولوژیکی از قبیل جنگلکاری در صدر برنامههای مبارزه با اینگونه خطرات است.در مناطق بهمن خیز برای جلوگیری از خطرات ناشیاز آن در محلهای آغاز حرکت تودههای برفی اقدام به جنگلکاری میشود. معمولاً جنگلکاری در روی خطوط تراز و با ایجاد بانکت صورت میگیرد (البته به روشهای دیگر هم اقدام بهجنگلکاری میشود).
انتخاب نوع گونه برای اینکار حائز اهمیت است و کاشت ردیفی گونههای جنگلی سوزنیبرگ و پهنبرگان مقاوم میتوانند مانع اینگونه خسارتها شوندبرای اینکار درختان بصورت شبکهای طراحی شده و مورد استفاده قرار می گیرند.در بسیاری از مناطق که بوسیله عملیات مکانیکی با حرکت بهمن مبارزه میشود بازهم نقش جنگلکاری از نظر دور نمیماند زیرا پس از احداث بهمنشکنها در پناه و یا بین آنها یک شبکه چند ردیفی جنگلکاریمیشود چرا که عمر موانع مکانیکی کوتاه است و پس از مدتی مستهلک میشود در حالیکهگونههای جنگلی در این مدت رشد نموده و با از بین رفتن موانع، بصورت یک دیوارهبیولوژیکی (زنده) عمل میکنند. به این ترتیب در مورد جلوگیری و یا کاهش اثرات این بلیه طبیعینیز استقرار گونههای جنگلی بهترین روش مبارزه است همچنانکه در هر محلی که گونههایجنگلی وجود دارند بهمن اتفاقِ نمیافتد زیرا قبل از اینکه برفی رویهم انباشته شود مقدار زیادیاز آن بوسیله تاج پوشش درختان گرفته میشود و به زمین نمیرسد.
اثر جنگل ها و مراتع درتلطیف هوا:
جنگل ها و مراتع و به طور کلی گیاهان سبز در نتیجه عمل کربنگیری مرتباً گاز کربنیک هوا را که در اثر تنفس حیوانات و انسان و فعل و انفعالات شیمیایی و آلودگیهای محیط زیست وارد هوا می شوند جذب نموده و گاز اکسیژن را که یک ماده حیاتی برای موجودات زنده به شمار می رود پس می دهند. بررسی های انجام شده نشان داده است هنگام کربن گیری درختان، از 264 گرم انیدرید کربنیک هوا مقدار 192 گرم اکسیژن آزاد می شود از این نظر هر هکتار جنگل قادر است سالانه 2.5 تن اکسیژن (اکسیژن لازم برای 10 نفر در سال) آزاد کند[6][1]. با این حسآب فقط جنگل های شمال کشور می تواند اکسیژن لازم برای 19 میلیون نفر را در طول یک سال تامین کند. در مجموع حدود 60 درصد از اکسیژن مصرفی جهان بوسیله فضای سبز تامین می شود از این رو تلطیف هوا و تأمین اکسیژن مورد نیاز جانداران از فواید مهم جنگل و فضای سبز می باشد.
Email:hosain_mazafr@yahoo.com
Web:mcity.parsiblog.com
هنرستان کشاورزی مریوان
حسین مظفریان

نوشته شده توسط حسین عشقی در سه شنبه 3/11/85 و ساعت 1:29 عصر |
نظرات دیگران()